ساسانیان — ایرانشهر
واپسین شاهنشاهیِ ایرانیِ پیش از اسلام، و جایی که «ایران/ائیران» نامِ سیاسیِ صریح شد. با اسکرول بخوانید؛ نقشه همراهِ شما گسترده میشود.
نقشه شماتیک است — هاله و شهرهای نورانی، نه مرزِ دقیقِ باستان.
اردشیر و بنیادِ ایرانشهر
اردشیرِ یکم، شاهِ پارس، اردوانِ چهارمِ اشکانی را در هرمزدگان شکست داد (۲۲۴ م) و شاهنشاهیِ ساسانی را بنیاد نهاد. او نخستین کسی بود که نامِ «ایرانشهر» (سرزمینِ ایرانیان) را همچون عنوانی سیاسی و آشکار بر زبان آورد؛ زرتشتیگری را دینِ رسمی کرد و موبدانی نیرومند را به قدرت رساند.
- Encyclopaedia Iranica, "ARDAŠĪR I", "ĒRĀN, ĒRĀNŠAHR"
شاپور و اسارتِ امپراتورِ روم
شاپورِ یکم سه امپراتورِ روم را در هم کوبید و در ۲۶۰ م والرین، امپراتورِ روم، را زنده به اسارت گرفت — لحظهای بیسابقه که بر سنگِ نقشِرستم برای همیشه جاودانه شد. او انطاکیه را گرفت و شهرِ گندیشاپور را همچون کانونِ دانش برپا کرد.
- Naqsh-e Rostam relief & Shapur's inscription; World History Encyclopedia, "Shapur I"
خسرو انوشیروان — اصلاح و دانش
خسرو یکم انوشیروان دستگاهِ مالیات و سپاه را از نو ساخت، قلمرو را به چهار اسپهبدی بخش کرد، و ترجمهٔ آثارِ یونانی و هندی به پهلوی را پشتیبانی کرد (پنچهتنتره در دستِ او به کلیله و دمنه بدل شد). شاهنشاهیِ او از قفقاز تا آسیای میانه و کرانهٔ عرب دامن گسترده بود.
- Cambridge History of Iran III; Encyclopaedia Iranica, "ḴOSROW I"
آخرین جنگ با بیزانس
خسرو دومِ پرویز جنگی فرسایشی و ویرانگر با بیزانس آغاز کرد که نخست تا اورشلیم و مصر پیش تاخت، اما در پایان زیرِ ضدحملهٔ هراکلیوس درهم شکست. تیسفون، با طاقِ سترگِ «تاق کسری»، قلبِ تپندهٔ این شاهنشاهی بود.
- Encyclopaedia Iranica, "ḴOSROW II"; Britannica
از جنگِ داخلی تا فتحِ عرب
پس از اعدامِ خسرو دوم (۶۲۸)، تنها در چهار سال ده مدعی بر تخت نشستند و برخاستند — هرجومرجی که شاهنشاهیِ فرسوده را در برابرِ خلافتِ راشدین بیسپر گذاشت. قادسیه (۶۳۶) و نهاوند (۶۴۲) کمرِ مقاومت را شکستند و یزدگردِ سوم، واپسین شاه، در مرو کشته شد (۶۵۱).
فروپاشیِ ساسانیان تنها زخمِ شمشیرِ عرب نبود؛ برآیندِ جنگِ فرسایشی با بیزانس، جنگِ داخلی و خیانتِ اشراف بود که این غول را از درون پوکانده بود.
- Wikipedia, "Muslim conquest of Persia"; Encyclopaedia Iranica