هخامنشی
سوارهنظامِ نخبه در کنارِ پیادهنظامِ سازمانیافته، و گاردِ افسانهایِ «جاودانان» — ۱۰٬۰۰۰ تن که شمارشان همیشه کامل نگه داشته میشد. امپراتوریای با مدلِ اداریِ متمرکز که پهنهای از سند تا اژه را در مشت داشت.
- Herodotus VII; Ward, Immortal
تمدنی با اوجهای نظامی (هخامنشی، ساسانی، افشاری) و دورههای ضعف (اواخرِ قاجار) — که استقلالِ رسمیاش را هرگز از دست نداد. بیطرفِ سیاسی.
پاسخِ کوتاه و مستند: نه — ایران هرگز رسماً مستعمره نشد، اما زیرِ فشارِ نفوذِ سنگینِ خارجی قرار گرفت. رازِ ماجرا در همین تفاوتِ «نفوذ» با «استعمار» است.
منحنی شماتیک است (نه سنجهٔ دقیق). روی هر دوره نگه دارید تا توضیحش را ببینید.
سوارهنظامِ نخبه در کنارِ پیادهنظامِ سازمانیافته، و گاردِ افسانهایِ «جاودانان» — ۱۰٬۰۰۰ تن که شمارشان همیشه کامل نگه داشته میشد. امپراتوریای با مدلِ اداریِ متمرکز که پهنهای از سند تا اژه را در مشت داشت.
در نبردِ کارهه (۵۳ پ.م) سردار سورنا با ~۱۰٬۰۰۰ سوار — کاتافراکت و کماندارانِ سوار، با شترانی که پیوسته تیر میرساندند — ارتشِ هفتلژیونیِ کراسوس (~۴۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰) را در هم کوبید؛ ~۲۰٬۰۰۰ رومی کشته شدند، ~۱۰٬۰۰۰ به اسارت رفتند، خودِ کراسوس جان باخت و عقابهای لژیون به غنیمت رفت — نامِ «تیرِ پارتی» (شلیک به عقب در دلِ عقبنشینیِ ساختگی) از همین نبرد مانده است. ساسانیان سپس ارتشی منظم و سوارهنظامِ زرهپوش (سواران) برساختند و چهار قرن رقیبِ سرسختِ روم/بیزانس ماندند.
دولتی متمرکز بر پشتِ سوارانِ قزلباش؛ شاهعباسِ بزرگ ارتش را با باروت و توپخانه از نو ساخت و قندهار را گرفت (۱۶۲۲).
نادرشاه ارتش را با توپخانهٔ سبک و متحرک، «زنبورک» (توپِ سوار بر شتر) و مشقِ منظم از نو ریخت. در نبردِ کارنال (۲۴ فوریهٔ ۱۷۳۹) ارتشِ بهمراتب بزرگترِ گورکانیِ هند را تنها در ~۳ ساعت در هم شکست و دهلی را گرفت — تختِ طاووس و الماسِ کوهنور و دریاینور به غنیمت افتاد. در اوج، ارتشی ~۳۷۵٬۰۰۰ نفری بسیج کرد (تخمینِ بالایی)؛ Axworthy آن را قدرتمندترین نیروی روزگارِ خود میداند. لقبش «ناپلئونِ ایران» است.
ژرفترین قعرِ منحنیِ قدرت و تلخترین دورهٔ نظامیِ ایران: شکست از روسیه و از دست رفتنِ قفقاز (گلستان ۱۸۱۳، ترکمانچای ۱۸۲۸). تنها واحدِ کارآمد، بریگادِ قزاقِ پارسی (۱۸۷۹، با افسرانِ روس) بود — و از دلِ همین بریگاد بود که رضاخان در کودتای ۱۹۲۱ به قدرت رسید. کتابِ Immortal این دوره را «مایهٔ تمسخر» میخواند.
بنای ارتشِ مدرن؛ در دورهٔ محمدرضا، ایران یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار داشت — ستونی از جنگِ سرد، مسلح به تسلیحاتِ آمریکایی.
ساختاری دوگانه از ارتش و سپاه؛ جنگِ هشتسالهٔ ایران-عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)؛ و تکیه بر توسعهٔ موشکی و پهپادی و راهبردِ نامتقارن. آمار و توانِ امروز سیاسی و مورد مناقشه است و باید با احتیاط و بهاستنادِ منبع بیان شود.